جمال رضايى

45

بيرجندنامه ( فارسى )

مىشود : « برى ارتخشتر نخورّى خشثرپ » و معنى آن اين است : « پور اردشير نخورّ شهربان » . اين نوشته را در همان زمان « استاد دكتر صادق‌كيا » ( استاد زبان پهلوى در دانشگاه تهران ) خوانده‌اند . به‌جز اين پيكر و نوشتهء بالاى آن چند نقش و نوشتهء ديگر نيز در « كال جنگال » ديده مىشود كه بر اثر گذشت زمان و « گزند باد و باران » ساييده و محو شده و بخشى از آنها فرو ريخته است كه اگر سالم و درست باقى مىماندند اسناد بسيار باارزشى به‌شمار مىآمدند « 1 » . كتيبهء سالم « كال جنگال » كه نقش و نام و نام پدر يك « ساتراپ » ( - خشثرپ : شهربان ) اشكانى را به خطّ و زبان پهلوى اشكانى دربر دارد به خوبى نشان مىدهد كه ناحيهء بيرجند و قهستان يكى از ايالات و « ساتراپى » هاى شاهنشاهى اشكانى و « خوسف » ( به احتمال زياد ) « ساتراپ‌نشين » آن ايالت بوده و اين كتيبه به فرمان يكى از ساتراپ‌هاى اشكانى آنجا به نام « نخور » پسر « اردشير » ( ارتخشثر ) كنده شده است « 2 » .

--> ( 1 ) . نك : « ايران كوده » . شمارهء 14 ( نشريهء انجمن « ايرانويج » ) . 1320 يزدگردى ( 1330 خورشيدى ) . تهران . ( 2 ) . چون نيم‌قرن از انتشار « گزارش نوشته‌ها و پيكرهاى كال جنگال » ( ايران كودهء شماره 14 ) گذشته و نسخه‌هاى آن مدّتهاست كه نايابست نوشتن يادداشت زير را - براى آگاهى خوانندگان - بايسته مىدانم : يادداشت - نگارنده اين كتاب در دو تابستان سال‌هاى 1328 و 1329 براى عكس‌بردارى و تهيّهء گزارشى از نگاره‌ها و نوشته‌هاى « كال جنگال » به آنجا رفت و گزارش مشروح اين آثار را با عكس‌هايى كه گرفته بود در شمارهء 14 نشريهء « ايران كوده » منتشر نمود . « ايران كوده » نشريهء علمى و پژوهشى « انجمن ايرانويج » بود كه زير نظر استاد بزرگم « دكتر محمّد مقدم » . - استاد زبان اوستا و فارسى باستان و زبان‌شناسى در دانشگاه تهران - انتشار مىيافت . استاد دكتر مقدم شمارهء 14 اين نشريه را به « كال جنگال » اختصاص داد و اين شماره در اسفند 1330 خورشيدى ( 1320 يزدگردى ) منتشر شد . « گزارش نوشته‌ها و پيكرهاى كال جنگال » پس از انتشار با استقبال ايران‌شناسان ، باستان‌شناسان ، زبان‌شناسان و تاريخ‌نويسان ايران و جهان روبرو شد و « ايران كودهء شماره 14 » در اندك زمانى ناياب گشت و چون از دورهء اشكانى آثار زيادى ازين نوع باقى نمانده است نوشته‌هاى « كال جنگال » و نقوش آن بااهميّت بسيار تلقّى گرديد تا آنجا كه ايران‌شناس معروف پروفسور « ريچارد فراى » به اشارهء پروفسور « و . ب . هنينگ » ( بزرگترين و مشهورترين استاد زبان‌شناسى و زبان‌هاى ايرانى در آن هنگام ) براى مشاهدهء آن‌ها به ايران آمد و از « كال جنگال » ديدن كرد و دربارهء آن با نگارنده به گفتگو نشست و نمونه‌هايى از عكس‌هايى كه گرفته بودم از من گرفت و با خود برد . همچنين « استاد دكتر احسان يارشاطر » كه در آن زمان زبان‌هاى باستانى ايران را در دانشگاه تهران تدريس مىكرد نيز به خواهش پروفسور « هنينگ » يك سرى از آن عكس‌ها را از من گرفت و براى وى فرستاد . پروفسور « و . ب . هنينگ » با فاصله‌اى كوتاه مقالهء معروف خود را دربارهء اين كتيبهء « تازه يافته پارتى » نوشت ( نگاه كنيد به : Henning W . B . " A New Parthian Inscription in Acta Iranica " . 15 . pp . 409 - 413 . و علاوه‌بر آن مقالاتى در مجلات ايران نيز پيرامون « كال جنگال » نوشته شد و نشر يافت و بدينسان كشف و گزارش نوشته‌هاى كال جنگال به نام نويسندهء اين سطور و خواندن آن‌ها به نام « استاد دكتر صادق‌كيا » تأييد و ثبت شد و كتيبهء سالم « كال جنگال » به عنوان يك سند درست ، معتبر و مهم دورهء اشكانى در تاريخ ثبت گرديد و به كتاب‌هاى پژوهشى و